یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد/بغضی نفس و گلوی او را آزرد/می خواست که عشق را نمایان نکند/اشک آمد و باز آبرویش را برد/............!!
ارسال یک نظر
۱ نظر:
یک لحظه سکوت کرد و حرفش را خورد/
بغضی نفس و گلوی او را آزرد/
می خواست که عشق را نمایان نکند/
اشک آمد و باز آبرویش را برد/
............!!
ارسال یک نظر