۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

خوش بودم...!

دستم
درهایی را باز میکند
که دلم نمی خواهد
چرا چراغی را روشن کردید؟؟؟
من پیش پایم را نمی دیدم و
خوش بودم!

هیچ نظری موجود نیست: