۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

کوه و باران

تا حالا 2-3 باری تو کوه بارون گیر شدم. همه میدویدن. منم با بقیه میدویدم. هر چند نمیدونستم چرا! من که خیس شده بودم. دیگه فرقی نمیکرد! ولی خداییش رعد و برقاش وحشتناک بود. اون موقع بود که با تمام وجودم جیغ میزدم. به که چه لذتی داشت. یه تخلیه هیجانیه درست و حسابی بود. وقتی هم به جایگاه میرسیدیم. زیر نور. واقعا قیافه ها دیدنی بود. مخصوصا تعداد محدود آقایانی که با یه تک پوش تشریف آورده بودن. همیشه تو روزای آفتابی بهشون حسودیم میشد. ولی اون موقع....! الان که دارم مینویسم بارون داره شرشر میباره. این یعنی که برنامه کوه فردا هم ماسید. رسما و کتبا.
ایشالله همیشه بباره! کوه و کوهنوردی هم فدای سر قطره قطره اش

۱ نظر:

هادی گفت...

باز باران.....،اینجا همش داره برف میاد!اینجا زمین روش سفیده...!آدماشو نمی دونم.......